اولین گامهای کودکم...
سلام بهار مادر... در آستانه یک سالگیت کم کم به جرگه بزرگسالان پیوستی و قدمهای کوچیکت رو آروم و استوار روی زمین گذاشتی... از روز جمعه تمرین می کردی و یکی دو قدم برمی داشتی ولی بالاخره دیشب قدمهای زیادی رو برداشتی و مسافت طولانی تری رو طی کردی...من هم که اشک شوق توی چشمام حلقه زده بود از ته دل آرزو کردم که هیچ وقت پاهات به سنگ زندگی نخوره و مسیر زندگیت همیشه هموار باشه.. قامتت استوار و قدمهات محکم نازنین نوپای من ... (چقدر دیشب یاد این بیت از شعر معروف ایرج میرزا افتاده بودم که : دستم بگرفت و پا به پا برد تا شیوه راه رفتن آموخت... الهی که بتونم همینطور که را رفتن روی زمین رو یاد دادم ِراه راست رفتن توی مسیر زندگی رو هم درست ...
نویسنده :
مامان مهسا
12:31


