محمدمهديمحمدمهدي، تا این لحظه: 16 سال و 5 ماه و 26 روز سن داره

مهدی بهار مادر

به احترام مادرم....

1390/3/3 13:30
نویسنده : مامان مهسا
183 بازدید
اشتراک گذاری

این جهان را گفتم
هستی ومکان را گفتم
می توانی آیا
لفظ مادر گردی
همهء رفعت را
همهء عزت را
همهء شوکت را
بهر یک ثانیه بستر گردی
گفت نی نی هرگز
من برای این کار
آسمان کم دارم
اختران کم دارم
رفعت وشوکت وشان کم دارم
عزت ونام ونشان کم دارم




روی کردم با بحر
گفتم اورا آیا

می شود اینکه به یک لحظهء خیلی کوتاه
پای تا سر همه مادر گردی
عشق را موج شوی
مهر را مهر درخشان شده در اوج شوی
گفت نی نی هرگز
من برای این کار
بیکران بودن را
بیکران کم دارم
ناقص ومحدودم
بهر این کار بزرگ
قطره یی بیش نیم
طاقت وتاب وتوان کم دارم




درپی عشق شدم

تا درآئینهء او چهرهء مادر بینم
دیدم او مادر بود
دیدم او در دل عطر
دیدم او در تن گل
دیدم اودر دم جانپرور مشکین نسیم
دیدم او درپرش نبض سحر
دیدم او درتپش قلب چمن
دیدم او لحظهء روئیدن باغ
از دل سبزترین فصل بهار
لحظهء پر زدن پروانه
در چمنزار دل انگیزترین زیبایی
بلکه او درهمهء زیبایی
بلکه او درهمهء عالم خوبی, همهء رعنایی
همه جا پیدا بود
همه جا پیدا بود

مادر مهربانم... هر وقت از هر جا دلتنگ بودم نزد تو آمدم بامن حرف زدی ...به چشمانت خیره شدم دستم را در دستان گرمت گرفتی و من آرام گرفتم...غصه های مرا به دوش گرفتی تا من راحت سفر کنم

پس نگاهت را...دستان گرمت را و نفسهای مهربانت را تا همیشه از من مگیر...روزت مبارک

********************************

پسرم ...این دومین سالیست که به یمن حضور تو لذت مادر بودن را چشیده ام...دو سال است که مادر بودنم را با تو جشن می گیرم...بدان که همیشه در کنار تو و پشت سر تو  ایستاده ام ...تا همیشه گوش شنوایت ..سنگ صبورت و لب خنده هایت خواهم بود...

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

زينب عشق مامان و بابا
3 خرداد 90 13:34
سلام روز مادر مبارك