ترک ننی...
سلام عزیزترینم...
دیروز تقریبا میشه گفت برای اولین بار خودت از ننیت بیرون اومدی و کنار دست من خوابیدی .قضیه این طوری بود که دیروز ظهر حدود ساعت دو شما توی ننی خواب رفتی و بعدش من زیر ننی خوابیدم. حدود ساعت سه یه دفعه از خواب پریدم و دیدم شما از ننی بیرون اومدی خودت رو روی من انداختی ودر حالت نیمه خواب هستی. من هم که دنبال فرصتی برای عادت دادن شما برای خواب بدون ننی هستم از فرصت استفاده کردم و شما رو کنار دستم روی بالش خودم خوابوندم و آروم توی پشتت زدم تا دوباره خواب رفتی و حدود دو ساعت همینطور خوابیدی.دیشب هم گذاشتمت کنار دست خودم و خوابت کردم ولی نیمه های شب بابات نمیدونم به چه علت شما رو توی ننی گذاشت.خلاصه پسمرم کم کم داری بزرگ می شی و من از دیدن لحظه لحظه های رشدت حسابی لذت می برم. راستی از اونجایی که جنابعالی عاشق آب بازی هستی و راه وبیراه در حمام وایسادی تا بری اب بازی..دیروز در حال آب بازی ازت چند تا عکس و فیلم گرفتم که خیلی بامزه شده.حیف که نمی تونم آپشون کنم. دیوونه وار عاشقتم.... 


ترک ننی...
